مرتضى راوندى
325
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شاهزادگان از اردو بيرون آمده در مقابل آفتاب سه نوبت زانو زدند . بعد به شرب شراب و عيش و عشرت نشستند و پس از ختم جشن شادى به رسم مغول ، تا سه روز متوالى به تذكار روح چنگيز ، طعامها ساختند و چهل دختر زيبا از نسل امرا و نوينان با آرايش تمام با اسبان گزيده نزديك روح او فرستادند . » « 210 » « مغولان زنان و همخوابگان متعدد اختيار مىكردند . عادت سران مغول اين بود كه پس از غلبه بر دشمن يا عقد اتحاد با او ، دختر يا خواهر او را و اگر او را كشته بودند ، زوجهء او را به زوجيت مىگرفتند ، چنان كه چنگيز خان با به كار بستن اين سنت ، در حدود 500 همخوابه داشت . پس از مرگ يك مغول همخوابگان او به ارث به فرزند ارشد او مىرسيد و او مىتوانست هركدام از ايشان را به استثناى مادر ، به ازدواج خود يا دوستان خود دربياورد يا آنان را آزاد نمايد . » « 211 » در ياساى چنگيزى ، به لزوم همكارى زن و شوهر اشاره شده و از اينكه در خانوادهاى « شوهر به خاتون اعتماد نكرده ، و خاتون به فرمان شوهر ننشسته ، و قاينان ( مادرشوهر ) عروس را نپسنديده و عروس قاين را حرمت نداشته » « 212 » اظهار نگرانى شده است . از وظايف زن در قبال شوهر ، تربيت و تنظيم خانه و مراقبت و پذيرايى از مهمان ، نگهدارى از اموال خانواده ، ساختن ظروف ، چيدن پشم ، بافتن پارچه ، دوختن لباس ، دوشيدن شير ، درست كردن غذا و نگاهدارى گله و از اين قبيل كارها بوده به انضمام كارهايى كه متعلق به مردان بوده است . « 213 » دستورات چنگيز دربارهء وظايف زن در قبال شوهر خود ، چنين است : زن بايد ، كه چون شوهر به شكار و لشكر برنشسته ، خانه را آراسته و مرتب دارد ، چنان كه چون ايلچى يا ميهمان به خانه فرود آيد ، همه چيز به ترتيب بيند و آتش نيكو ساخته ، ما يحتاج خان پرداخته باشد ، لاجرم نيكنامى شوهر ، پيدا گردانيده باشد ، و نام او بلند كرده و در محافل چون جوان كوه سرافراز گشته . نيكى مردان از نيكى زنان معلوم شود ، و اگر زن بد و بيسامان باشد ، و بىرأى و تدبير ، بدى مرد از او معلوم شود . . . « 214 » ماركوپولو كه مدتى بين قبايل زيسته و از نزديك با زندگى آنان آشنايى پيدا كرد . در اين باره چنين اظهارنظر مىكند : زنهاى تاتار از لحاظ عفت و عصمت و وفا و وظيفهشناسى ، در برابر شوهران تالى ندارند . بيوفايى از نظرشان يك عيب بزرگ اخلاقى محسوب مىشود . در مقابل ، شوهران نيز نسبت به زنان خود صديق و مهربانند . به اين جهت ، هميشه در
--> ( 210 ) . تاريخ جهانگشا ، پيشين ، ج 1 ، ص 147 به بعد . ( 211 ) . تاريخ مغول ، پيشين ، ص 84 و 86 به بعد ( به اختصار ) . ( 212 ) . نظام اجتماعى مغولان ، ص 104 ( به نقل از : زن در ايران عصر مغول ، پيشين ، ص 56 ) . ( 213 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، ص 86 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 214 ) . جامع التواريخ ، جلد 3 ، ص 183 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) .